محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

245

اكسير اعظم ( فارسى )

كه در قول شيخ گذشت ليكن در اينجا وزن گل ارمنى و كهربا هر يك دو درم است كوفته بيخته به آب بارتنگ يا لعاب اسپغول سرشته اقراص سازند هر قرصى يك مثقال . چهارم تدبير اشربه و ادويه بايد كه وقت صبه حدم قرص كافور با شربت خشخاش يا همراه آبها كه در قول صاحب كامل گذشت جلاب آميخته بدهند و وقت برآمدن آفتاب كشكاب بسرطان پخته يا به آب انار شيرين يا جلاب آميخته بنوشانند و بعد چهار ساعت از دادن ماء الشعير بيست درم شربت عناب يا شربت خشخاش به آب سرد آميخته بياشامند و وقت خواب لعاب اسپغول و جلاب خورند يا شربت عناب يا شيره تخم خرفه و شكر و روغن بادام يا لعاب بهدانه و جلاب . و اگر معده ضعيف باشد از اين شهر بتها هيچ نخورند جز آب انار شيرين و براى كشكاب سرطانى سرطان ماده بهتر باشد و نشان ماده آن است كه سوزنى در آن فرو برند اگر رطوبتى همچون شير از وى برآيد نشان مادگى باشد و اگر سرطان بدست نيايد عناب و خشخاش اندر كشكاب بپزند و روغن بادام بر آن چكانيده دهند . صفت كشكاب كه در اول ذبول نافع بود بگيرند ماء القرع و كشك جو و سرطان صاف كرده شسته اندر آن بپزند و روغن بادام با روغن كه در آن چكانيده بدهند و طريق شستن سرطان در قول شيخ گذشت و نسخه قرص كافور در قول صاحب كامل مذكور شد . نسخه ديگر قرص كافور بگيرند تخم كاهو هفت درم گل سرخ ترنجبين هر يك ده درم طباشير مغز تخم خيار بادرنگ هر يك و درم تخم خرفه شش درم مغز تخم كدو چهار درم رب السوس سه درم كافور نيم درم كوفته بيخته بلعاب اسپغول قرص سازند . نوع ديگر طباشير گل سرخ هر يك پنج درم تخم خرفه مغز تخم خيار و بادرنگ مغز تخم كدو صندل سفيد هر يك سه درم تخم كاهو تخم كاسنى هر يك چهار درم سرطان سوخته رب السوس هر واحد يك درم زعفران كافور هر يك نيم درم ترنجبين ده درم كتيرا صمغ عربى هر يك يك و نيم درم كوفته بيخته بلعاب اسبغول يا بلعاب بهدانه سرشته اقراص كنند و در بعضى نسخه‌ها عود خام و سنبل الطيب هر يك يك درم زياده كرده‌اند و كافور يك درم است . و اگر طبع نرم باشد قرص خشخاش دهند و نسخه آن در قول صاحب كامل گذشت و يك نسخه قرص قابض در قول شيخ در تدارك احوال تابع دق مسطور شد و شبانگاه يك مثقال اسبغول بريان كرده و نيم درم صمغ عربى بريان كرده و نيم مثقال گل ارمنى و يك درم سرطان سوخته با رب بهى يا با شربت حب الآس دهند . پنجم تدبير اغذيه هرگاه شربت و كشكاب و شير و دوغ و غير آن كه خورده باشند هضم شده باشد غذا دهند و هر قدر كه غذا خواهند خورد آن را اندك اندك بتفاريق خودند چند نوبت تا گرانى نيارد و حرارت تب قوى نشود و از اغذيه ماش مقشر كه با كاهو و اسفاناخ و كدو مغز بادام پخته باشند موافق باشد و كشك جو با عدس سرخ و كدو و ساق كاهو يك جا بپزند و با روغن بادام با شيره مغز بادام بدهند و قليهء كدو و قليه خيار و قليهء اسفاناخ دادن جائزست . و اگر نان پاكيزه را در آب گرم ثريد كنند پس آب از آن بريزند و نان را در آب يخ آغشته بخورانند حرارت تب را باطل كند . و اگر قوت ضعيف باشد بدل آب سرد به شراب ممزوج تر كنند چنان كه شراب يك جزو و آب سرد سه جزو باشد . و اگر وقتى صفرا غلبه كند مصوص و هلام و قريص كه در قول شيخ گذشت موافق باشد و زيرباج اگر سخت ترش نباشد بدراج و چوزهء مرغ خانگى و مغز بادام بسيار و با شكر چاشنى كرده نيك باشد و نان فطير نشايد خورد آب بسيار سخت سرد زيان كلى دارد و حريرهء كه خداوند ذبول را سود دارد و رطوبت افزايد در قول صاحب كامل گذشت و ماء اللحم به دستور . ابو منصور گويد كه لزوم ماء الشعير كنند و اغذيهء معمول از بقول بارد رطب مثل خرفه و ملوكيه و كاهو و كدو و خيار و بادرنگ دهند و اطليهء بارده مثل صندل و گلاب و آب خرفه و گشنيز تر و كافور بعد خلو معده از طعام بر سينه گذارند و در فصل سرما در مسكن ايشان آتش دوخان نباشد و لباس حار خفيف بپوشند و خاصهً سر ايشان پوشيده دارند تا زكام و نزله پيدا نشود و دست و پا را غمز ملائم كنند . و اگر روز طويل باشد در آبزن مرتبهء سوم قبل از وقت عشا داخل شوند و قرص كافور مبرد قلب و كبد كه حميات محرقه را نيز نيكو است نسخه او همان است كه در قول جرجانى گذشت الا در اينجا وزن طباشير پنج درم و تخم كاهو نه درم و تخم خيارين پنج درم است و تخم كاسنى دو درم زياده شربتى دو درم . صفت سفوفى كه اصحاب دق را دهند چون طبيعت ايشان نرم باشد گل سرخ طباشير هر يك پنج درم گل ارمنى صمغ عربى هر يك دو درم عصارهء زرشك عصارهء سماق هر يك سه درم تخم حماض مقشر گلنار هر يك دو درم مقل مكى يك و نيم درم گشنيز در سركه تر كرده بريان نموده دو درم كوفته بيخته دو درم از آن صبح و مثل او يشب با رب بهى و رب ريباس ساده بدهند . و جالينوس گفته كه اصحاب دق محتاج بشرب آب شديد البرد و مقدار كثير آن نيستند زيرا كه به اعضاى اصلى ايشان به سبب لاغرى و قلت گوشت و خون خودها ضرر مىكند من خلقى كثير را در ابتداى وقوع ايشان اندر دق آب سرد فقط نوشانيدم و در آن نشانيدم و صحت يافتند . و اهرن گويد كه حمى دق محتاج به اسهال نيست چنان كه حميات عفنى بدان محتاج‌اند و نه محتاج به چيزى ملطف و مفتح سددست چنان كه حميات يوم بدان محتاج‌اند . و ثابت گويد كه اگر اصحاب دق را از شرب شير التهاب پيدا شود به سوى دفع گاو نقل كنند و يك مثقال از اين قرص بدهند به آب خيار بر نهار و نسخه او همان است كه در قول شيخ گذشت و در آن بارتنگ است ليكن در اينجا گل سُرخ شش درم زياد است و وزن مغز بهدانه نيز شش درم است و بعد